پاترزون+رفقا(پروفسور مک گاناگال) The image “http://www.wipmolen.nl/FILMS/HistoryFilms/harrypotter/HARRYPOTTRE_MCGONAGAL.JPG” cannot be displayed, because it contains errors.

گمون کنم اینم بشناسیدش....همون خانم معلم سختگیر درس تغییر فیزیکی اجسام!!!...با اون کلاه و عیک معروف....خب البته الان دیگه یه استاد معمولی نیست...بعد از دامبلدور فقید شده رئیس مدرسه هاگوارتز....ولی خداییش با اینکه خیلی سختگیره ولی آدم همیشه یه حس خوبی بهش داره..منکه اینجوریم...بعدشم....باید استاد خوبی باشه...همینکه هریو دارو دستش خوب بلدن ملتو!!تبدیل به جونورای جورواجور کنن خودش معلوم میکنه دیگه!!...منکه خودم بیشتر از همه از دستش شاکیم!!!...راستی خانم مک گاناگال میش****************کواک کواک کواک کواک....پرفسور مک گاناگال...آقا اردکه!!!!!(Mc ganagal said)!!!!!!!!!!!!

 

نظرات 8 + ارسال نظر
رضا شب بین چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 09:07 ق.ظ http://rezashabbin.blogspot.com

از بابت اینکه دوستت اسباب کشی کرد و رفت متاسف شدم . خیلی سخته آدم از جایی که بهش وابسته شده دل بکنه . اما اون خوابت :-)))) خیلی علما یی بود!!! اگر من این خواب رو دیده بودم و برای مامانم تعریف می کردم حتما می گفت : خدا می خواسته آگاهت کنه !!! :-))) خوابت در حد آیت الله ها بوده :-))) ضمنا این روش جدید پست گذاشتنت خیلی بهتره . ورود به وبلاگت خیلی راحت شده و صفحه اصلا سنگین نیست

کیوان چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 06:37 ب.ظ http://keyvanlg.persianblog.com

بوسه های شور...ایکاش بعدش شیرین بشه!

دیونیزوس پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 06:17 ق.ظ http://excelsior.blogfa.com

رسمی نیست
رازی نیست
ما منزل اول بوسه بوده ایم
که باد
جامه ها سفید رفتگان را باز آورد

پارسا پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 08:57 ق.ظ http://pendaretalkh.blogfa.coM

۱- دل غمینه . غمین می‌مونه
۲- خواب وحشتناکی که نبود تا اینجاش که گفتی. بیشتر هیجان انگیز بود. کاش بعدشم می‌گفتی . یه مایه خوب واسه یه فیلمنامه پرتپش.
۳- اون سیاله رو جدی نفهمیدم باید یکی دوبار دیگه بخونمش

کوتاه پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 04:20 ب.ظ http://koooootah.blogspot.com

سلام.سیال من از بین رفته .همون عشق نه؟///به قیامت احتیاج داریم یا حداقل من اینطور فکر میکنم.دلم میخواد قیامت بیاد زودتر ///گلوله تو امریکا حقیقت رو میگه اینجا تو ایران چی حقیقت رو میگه؟///از بس گریه نکردم نتونستم بوسه شوری به کسی هدیه کنم///پروفسور مک گاناگال کسی که با عدالتش همیشه دوسش دارم.

آرمان یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 08:31 ق.ظ http://azadrah2.blogfa.com

با درود و سلام
کمی سرم شلوغ بود و نتونسته بودم ..... ببخشید رضا جان
دیگه نمی خوام تکراری بنویسم خوب بود.
خودت می دونی از کدوم بخش‌ها خوشم می آد. اگه خوب نباشه نمی آم که!!!!!
شادزی

پسری(گل سرخ) سه‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 08:20 ب.ظ http://pesari2004.persianblog.com

واااااااااا!!!چه خوابای ترسناکی میبینی تو!!!وای ولی بعد از این خوابا چقد کیف میده بیدار شدن!!و اینکه هزار بار شکر میکنی که همش خواب بود!!.....راستی بیچاره همسایه پایینی علی اینا!!!:-))))بد بخت فکر کنم هر هفته چند بار فکر میکرد زلزله اومده!!!:-)))))))))

آوا چهارشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 02:17 ق.ظ http://delldard.blogspot.com

مثل همیشه داستانات زیبا بودن. ته بوسه های شور یه چیز شیرین هست...امید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد