فانتاستیکا(شکوه علفزار)
بو کن!...بوی نم!...بوی علفهای خیس!...بوی گلهای وحشی...چشمانم بازند...اینها...خاطره اند!...حس کردمشان...آن بوی نمناک....حس دویدن در علفزار خیس!!....خیس شدن پاهایم.....بالای سر ابرهای سیاه....نم نم باران...در افق...خورشید در حال غروب...میتوان دانه های ریز باران را دید...میدرخشند...در آخرین خروشهای نور خورشید!....همه جا...نارنجی است!!.... کرمها هم!...همانها که به ساقه بینهایت گلهای زرد وحشی علفزار می پیچند....همانها که نوازش کردنشان با دستهای کوچک کودکانه ام را دوست دارم.......اما...اینها همه در ذهنمند...رفته اند...و چه زود!...هنوز سیر نشده ام...سیر نشده ام از غوطه خوردن در آن علفزار...از چیدن گلهای وحشی بی بو!...از بازی کردن با کرمهای نارنجی...از دویدن در علفزار خیس...هنوز باید باشد آن شکوه بینهایت علفزار مرتفع...ولی ...دیگر نیست...شکوه علفزار را وقتی دیدم...که همقدش بودم....وای که هنوز سیر نشده ام!!...من شکوه علفزار را می خواهم!...کاش میشد همقدش باشم...کاش میشد در آن فرو روم!.....در آن علفزار زیبای پر شکوه..میان گلهای زرد وحشی....
رئال پلازا(فوتبال)
سلام به همه دوستای خوبم....تو این مدتی که مینویسم....کمتر راجع به یکی از علائقم براتون گفتم...فوتبال...میدونم یه عده الان این شکلی شدن(
)...یه عده هم این شکلی(
)..یه عده هم این شکلی(
)!!!..به هر حال..هیچکدوم اینا دلیل نمی شه که من این مطلب رو ننویسم...من فوتبالو دوست دارم...اما نه اونجور که بشینم پای تلوزیون و هر فوتبالی که پخش میشه رو نگاه کنم!..یعنی اصلا حوصلم نمیکشه!...مثلا همین الانش تلوزیون داره فینال لیگ قهرمانان اروپارو پخش میکنه و با اینکه یه پای بازی تیم محبوب منه..بازم حالشو ندارم بشینمو نگاش کنم!...البته تا اینجاش که گمونم آرسنال رویایی من یه گل زده!!!!!!!!حالا بی خیال!...بحث اصلی من در مورد تیم ملی ایرانه!..منو اگه بکشن هم بازیه استقلال و پرسپولیسو کامل نمیتونم نگاه کنم...یعنی از این دوتا تیم بدم میاد!!!!!فقط طرفدار صد آتیشه تیم ملیم!!!!!نه از اینا که تیم ملی باختم باخت به درک!...علاقشون به تیم ملی معطوف میشه به پنج دقیقه قبل بازی تا پنج دقیقه بعد بازی!...میتونم بگم روزی که تیم بازی داره میشنم عین دیوونه ها!...یه آدم دیگه...دیگه از اون رضای ساکته آروم که یا سرش تو کتابو مجلست یا داره با کامپیوترش ور میره خبری نیست!...۱۸۰ درجه تغییر میکنم!..و اینام اصلا دست خودم نیست...خیلی دوست دارم موقع پخش بازی های ملی خونسرد باشم ولی نمیشه!...خانوادم که دیگه عادت کردن!...میدونن موقع تماشای بازی نباید سربه سرم بذارن یا هی بهم گیر بدن!...چون میدونن با یه موجود کاملا وحشی طرفن!!!!!....میتونم بگم سهمیه فحش یه سالمو تو یه مسابقه فوتبال کامل میدم!!!لگد انداختنو به درو دیوار لگد زدن دیگه عادیه!...حالا خدا روز بد نسیب هیشکی نکنه!مخصوصا اون بی چاره هایی که با من فوتبالو تماشا میکنن!...اگه تیم گند بزنه دیگه کفر همرو در میارم..منجمله خودمو!!!!!و اگه گل بزننم که دیگه...انجام حرکات محیر العقول ژیمناستیک و کونگفو و اجرای اپرای جیغ و دادش به کنار!!...اینارو چرا میگم؟!!...چون جام جهانی نزدیکه!...اگه دیدین تو جریان بازی ها از رضا خبری نشد بدونین یه بلایی سر خودش آورده ...سر به دیوار کوبیدنی...پرت شدن از ارتفاعی!!!کار تیم ماهم با سه تا بازی تموم نمیشه!..باور نمیکنین؟!!..این خط!اینم نشون!...کی آیه یاس خوند؟!!!؟!هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان؟!
سینما تک(شکلات)
۱.چارلی و کارخانه شکلات سازی...یه کار خیلی راخت و قشنگ از تیم برتون...درسته ممکنه مثل شاهکارهای قبلیش نباشه ولی بازم فیلم خیلی سرگرم کننده و جذابی هستش...بازیه جانی دپ خیلی با نمک و خوردنیه!!!مثل شکلاتای توی فیلم!..به هر حال..من که خوشم اومد!!...مخصوصا از رقص بابا بزرگ چارلی!!
۲.لئا....نفهمیدم کارگردانش کیه!...راستش اصلا نمیخواستم فیلمو نگاه کنم...اما لحظاتی توش جذبم کرد!...و یه جواریی هم یکم توقعمو برد بالا...اما خیلی زود هر چی رو که تو ذهنم داشتم خراب کرد..مخصوصا پایانش..که انگار کارگردان حوصلش سر رفته بود و یه جورایی سرو ته کارو هم آورد!!..نمیدونم...شایدم من یکم تحلیل فیلم برام سخته!
+
۳.یه خبر سینمایی...البته نه کاملا سینمایی....سخته شدن یه فیلم از روی یه بازی!...معمولا هیچوقت تلفیق این دوتا صنعت بزرگ نتیجه خوبی نداشته!...چه ساخته شدن یه بازی از روی یه فیلم وچه برعکس!...اما این دفعه قضیه فرق دراه...حداقلش برای من!...پیتر جکسن رو که میشناسید!...کارگردان سری ارباب حلقه ها و کینگ کنگ...ولی نه گمونم چیزی از بازیه هیلو شنیده باشین!...یه بازیه خیلی قشنگ و به یادماندنی از شرکت مایکروسافت....برای من که خیلی جالبه پیتر جکسن قراره این فیلمو بسازه!...حتما چیز خوبی از آب درمیادش...یعنی امیدوارم!..اما یه چیزی مونده!...من موندم کی قراره نقش اصلی رو بازی کنه!...آخه میدونین ...شخصیت اصلی بازی ...یه کوماندوی فضایی هستش..به اسم ماسترچیف...که همیشه خدا یه زره کامل تنشه..با یه کلاه خود که هیچوقت ورش نمیداره!!...به نظرتون کی قراره نقش کسیرو که اصلا دیده نمیشه بازی کنه؟!...حدس من اندی سرکیسه!!همون که نقش مجازیه گالوم ارباب حلقه ها و کینگ کونگ رو بازی کرده!!..براش که خرجی نداره!..داره؟!!
گیمزون(پارادایز)
بنوئیت سوکال...کیت آرچر...والادیلین...سیبری...ماموتها...سایبریا!...همین چنتا کلمه برای به شوق آوردن گیمرهای ادونچر باز کافیه!!...و حالا بنوئیت سوکال تقدیم میکند!...پارادایز...یه بازیه ادونچر به سبک سری سایبریا....حالا با همون کارگردان فرانسویه محبوب خودمون!...اما...اپیدمی ادامه داره!...بازهم داستان و روند بازی مثل اکثر بازی های امروزی فدای گرافیک شده!!...گرافیک بازی زیادی فوق العادست!!...حداقل برای یه بازیه سه بعدی در دوبعدی!...منکه از سوکال انتظار نداشتم به خاطر نشون دادن سکانسهای فوق العادش از همون اول مارو درگیر یه سری معماهای بی سروته بکنه!..کاری که تو سری سایبریا نکرد و همین باعث محبوبیت خودش و بازیش شد!..اما الان!!...چی بگم...خورده تو ذوقم!!...حداقل سیستم مورد نیازشم که نوبره!!.رم ۵۱۲ تا گرافیک ۱۲۸ تا!!...بوووووووووووووووم!!
نوستالژیکا(قصه از کجــــا شروع شد)
تابستونه سوم راهنمایی...دیگه خودتو دبیرستانی میدونی!!...تابستونش با بقیه تابستونا فرق داره!...چنتا همسایه جدید اومدن!...یکیشون طبقه دومه...میگن یه پسر دارن با دوتا دختر دوقلو!....تازه از مسافرت برگشتین..که میبینی اونام اومدن...جلوی مجتمع با بچه ها بازی میکنین که متوجه میشی یکی از بچه ها داره با یکی تو طبقه دوم حرف میزنه...از محمدرضا میپرسی این کیه؟!..میگه همسایه جدیدمون...میپرسی چندسالشه؟..میگه دوسال از ما بزرگتره...فوتبالشم خیلی خوبه!..خیلی پسر با ادبیه...الان فکر کنم میاد بیرون......طبق معمول بچه ها به خاطر بازیه بدت بازیت نمیدن!...نشستی بیرون رو جدولا و به بازیشون نگاه میکنی...که حس میکنی یکی پشت سرت وایساده..نگاش میکنی...باید خودش باشه!!...سلام میکنی...جواب سلامتو میده!...چقدر با ادبه!...مثل ادم بزرگا حرف میزنه!..میادو میشینه پیشت!..میپرسه...از اونیکی مجتمعی؟..میگی نه ..همینجاییم..مسافرت بودیم.....اسمم علیه...وباهات دست میده...منم رضا......کلاس چندمی؟...سوم راهنمایی امسال میرم اول دبیرستان....چیزی نمیگه فقط نگات میکنه!...یکم خجالت میکشی...سرتو میندازی پائین و با سنگای رو زمین بازی میکنی...میگه..چرا بازی نمیکنی؟...میگی آخه بازیم بده بازیم نمیدن!...دستشو میذاره رو شونتو میگه..دروازبان که میتونی وایسی؟....میگی آره کاری نداره که!!..میخنده بعد داد میزنه...علیرضا مارم بازی بده!...علیرضا میگه ..علی کی اومدی؟!!..بیا تو...میگه اگه می خواین بازی کنم باید رضارم بازی بدینش!!....علیرضا میگه هرکی میخواد ببازه رضارو ورداره!!...علی آروم میگه ای بابا!!..دستتو بده من رضا!...دستتو میگیره...وقتی اینکارو میکنه! یه جوری میشی...خوشت میاد ازش...اینکه یکی که تا حالا نمیشناختیش داره ازت حمایت میکنه...دستشو سفت میچسبی...میرین وسط زمین بازی..میگه علی تو برو اون تیم من و رضا هم با هم تو این تیم!..باشه!!...وای که چقدر کیف میکنی!!...چه حالی میده!!یکی داره درکت میکنه...یکی دراه برات مهم میشه...چه ناگهانی........................عصر همون روز..علی شده برات یه دوست نزدیک...نزدیکتر از همه بچه ها...خیلی برات عجیبه که انقدر سریع اتفاق افتاد...و خیلی خوشحالی....عصر یه روز تابستونی وسط علفزار کنار مجتمع نشستین دوتایی...و تو داری براش از چیزایی میگی که وقتی به دوستای دیگت میگفتی مسخرت میکردن..از دایناسورا...از فیلمو سینما..از کلی چیزای جذاب برات...واون بر خلاف دوستای دیگت...گوش میده..و باهات همراهه!....آره..اون مثل بقیه نیست..یکیه که میتونی حتی همین امروز بهش بگی..دوسش داری.............
پاترزون+رفقا(خانواده دورسلی)
حتی نوشتن در باره این خانواده اعصاب میخواد!!...آخه کدوم آدم عاقلی میاد در مورد این سه تا موجود منفور چیز بنویسه جز من!!!...اون از عمو ورنون خیکیه!...اون از خاله پتونیای جیغجیغو!!.. ونوبرونشونم که دادلی گرده!!...ولی خوشم میاد همیشه یه جورایی هری و دارو دستش حالشونو میگیرن!!..دم موشیه دادلی رو که یادتون مونده!!..واه واه همین قدرم که دربا....رش.....ووو...ن!!!...نو...شت....ممممم!(قورت دادن آب دهان)........(چرخش دوربین به سبک ماتریکسی!!از روبروی من به پشت سرم!!..هری با چوب دستی در دست!..آماده شلیک!!)...ورد جدید یاد گرفتی هری؟!!!....(هری ابرو بالا میاندازد!)...فهمیدم!!.........................کارتو بکن دیگه!!....بنــــــــــــــــــــــــــــــــگ!!!!!!!!......بچه ها تا یه وقت دیگه!!...فعلا من برم ببینم میتونم سایزمو کش بیارم یا نه!!!!