فانتاستیکا(Who is dancing with me)
حالا من اینجام.....وایسادم....توی اتاقم....اتاقی که در دیوارش پره از عکسایی که همشون دارن منو نیگا می کنن....کی گفته من تنهام....اینهمه چشم...اینهمه!!!!.....موسیقی شروع میشه....کریس دی برگ عزیزم!!...آره شروع کن...بخون....چون می خوام برقصم.....شروع کن....راستی!!!..کی می خواد با من برقصه؟!...تنها که نمی شه!!دورو ورمو نیگا می کنم....کاش می تونستین از قاب عکساتون بیاین بیرون!!!!.....نه نمی شه.....هی...سلام تدی بر...خرس کوچولوی همیشه ساکت من....باز داری با او چشمای براقت نیگام می کنی......از وقتی یادمه داری اینجوری نیگام می کنی....چرا پلک نمی زنی هیچوقت؟؟!!!..یعنی اینقده دوسم داری؟؟؟...میای باهم برقصیم؟...آره!...آره!....کزیس عزیزم...بخون....من آماده ام.
old fashioned people
he never know why
world is changing day to day
move so fast to leave in another time
old fashioned dancers
he is dance in low
dream in of those musicals
they carry me back again
show me that life again
carry me back to the place is that i know
old fashioned lovers
they walk in prague
this side of river hand to hand
ادامه بده کریس!!!...داری پروازم میدی...الان رو ابرام...با تدی....اون همونجوری داره نیگام میکنه...رقصیدن روی ابرا چه کیفی داره!!!
رئال پلازا (ما فرشته نیستیم)
از اتفاقهایی که افتاد...فقط یه نتیجه می تونم بگیرم....چیزی نیست که پنهان باشه...چیزی نیست که بخوای با فرمول اثباتش کنی و دست آخرم بهت نوبل بدن...آره...چیزی نیست که بخوایی در بارش فیلم بسازی...تا بهت اسکار بدن......این یه جامعه کوچیکه...با همه خواص یه جامعه بزرگ....تضادهاست که واقعیتو می سازه....سر این تضادها نباید باهم ستیز کنیم.....آره...باید بذاریم آب جاری راهشوادامه بده.....آره.....اخه میدونید که...ما..فرشته نیستیم.
نوستالژیکا (روی یخا سر می خوری!!!)
دوم دبیرساتنی....یه روز سرد زمستونی...ساعت هفت صبح اومدی بیرون...تو ایسگاه نشستی...منتظر سرویس دبیرستانی....هوا بس نا جوانمردانه سرده....انقدر لباس تنت کرده مامانت که شدی مثل یه گوله پشمی....فقط چشات معلومه....اولش تنهایی..ولی بعد یه مدت سرو کلشون پیدا میشه...دوستاتو میگم...با سرو صدا...علی رضام توشونه....و علی...خوشحالی که اونم هست...بچه ها مسخرت میکنن..علیرضا بهت میگه گوله پشمی...از دستش حرصت در میاد...همه می خندن...ولی علی نیگات میکنه و لبخندی میزنه که ارومت میکنه....امروزم طبق معمول سرویس سر موقع نیومده...بچه ها که حوصلشون سر رفته شروع می کنن به برف بازی...اول صبحی سرو صدا راه میندازن...تو و علی اما نشستین کنار همو نیگاشون میکنین....یکی از بچه ها شیطونیش گل میکنه..کوله پشتیتو ور میداره و میره کنار پناهگاه پشت ایستگاه...همون پناهگاهی که موقع موشک بارونا اصلا ازش استفاده نشد جزواسه بازیایه بچه گونه!!!...اره و کارشو میکنه...کولتو میندازه پائین....بهش اعتراض میکنی...بهت میگه مگه بلد نیستی فحش بدی با ادب...علی میگه مثل شما ها که نیست...راه میوفتی بری کولتو ور داری...پناهگاه پله نداره....یه سطح شیبداره...که الانم یخ زده...پاتوکه میذاری رو یخا سر میخوری....و مثل یه گوله پشمی قل می خوریو میری پائین...درست کنار کیفت....ورش میداری...تو دلت به اونایی که دارن می خندن بهت اروووم فحش میدی....می خوای بری بالا...ولی!!!...سطح شیبدار یخ زده و سره...یه متر که میزی بالا سر می خوریو مییوفتی سر جای اولت....یهو ترس ورت میداره اگه سرویس بیاد جا ممیمونی...اونقت سر و کارت با اون ناظم کجو کولست!!!!...علی رو صدا میزنی..ولی لازم نیست ...اون بالا وایساده...بهت میگه از دیواره ها بچسب بیا بالا..اینکارومیکنی..ولی باز سر می خوری...داری نگران تر میشی....صدای اتوبوس میاد....علی به بچه ها میگه نگهش دارین....اونا فقط می خندنو مسخره میکنن....علی بهشون فحش میده....ولی فایده نداره...راننده هم که حرف گوش نمیده....میره...تو میمونی و علی....نیگات میکنه...میگه الان درت میارم نترس....کاپشنو شالگردنو جلیقشو در میاره....بد داد میزنه...هی گوله پشمی...شالگردنو هر چی لباس که بشه بهم گرشون زد و دارا بنداز بالا...همین کارو میکنی...همرو بهم گره میزنه و باهاشون یه طناب درست میکنه...میندازتش پائین...میگیریو با کمک اون از سطح شیبدار میای بالا..ودر تمام این مدت داری نیگاش میکنی...میخنده...اره میای بیرون...میگه دیره...لباستونو میپوشینو راه میوفتین....مجبورین با ماشین واحد برین...دیر میشه ولی چاره چیه...توی اوتوبوس واحد میشینین کنار هم...نمیدونی چرا اینقدر خسته ای چشاتو می بندی و سرتو میذاری رو شونش....وای که چه کیفی داره...وای که چه کیفی داره.
گیمزون (سدی که شکست)
شرایط مثل پست قبلی نیست....کاملا متفاوته....مثل این میمونه که کلی اب پشت یه سد جمع شده و الانم از فشار اب سد شکسته...و همه گیمرای بد بختو با خودش برده....مگه یه همچی سیلی بیاد نسل گیمرا منقرض بشه...حدود ده تا بازی جدید که همه درجه یکن....همه....موندم باهاشون چیکار کنم...همشونم بالای چهارتا سی-دی....حالشو ببرین
.....از بین اینهمه بازی...البته یکیش فوق العادست!!!!...(FARENHEIT)....میشه گفت یه فیلمه که بازیش میکنین....با یه ماجرای دراماتیک اشک انگیز...در مورد یه قاتل زنجیره ای که بدون اینکه بدونه آدم میکشه...در اثر تله پاتی...و شما نقش این ادمو بازی میکنین که به دنبال کسیه که داره این بلارو سرش میاره...در باره جزئیات بازی چیزی نمیگم...چون عنصر واسه قافلگیری زیاد داره...به هیجان میارتتون...اشکتونو در میاره..می خندونتتون....به سیستم قوی هم برای اجرا شدن احتیاج نداره....مهم اینه که یه بازیه فوق العادست...ازونایی که رتن تو لیست بازی های شاهکاری که بازی کردم...وردست رزیدنت ایول ۳...حسابشو ببرید...این فیلمو بازی کنین!!!! هیچ ضرری نداره!!!
سینما تک (چگونه یاد گرفتم خونسرد باشم و وبلاگ بنویسم)
چنتا خبر سینمائی...
۱.حدسایی که در باره بروکبک مونتین میزدم کاملا درست از اب در اومدن....توی شماره ویژه پائیز مجله فیلم یه مختصری راجع به فیلم نوشته....گزارش جشنواره فیلم ونیز به قلم محمد حقیقت از پاریس....
۲.بنا به استقبال خوب از فیلم خوب بد زشت....کمپانی مترو ورشکست شد!!!!!...قسمت دوم فیلم ولی ساخته خواهد شد....کمپانی یونایتد آرتیستز حقوق سینمای اثر رو خریده!!!!!بازیگر هایی هم برای قسمت دوم انتخاب شدن....برای جلوگیری از جنجال پاپاراتزوها...فقط اسم سه تا از این سوپر استارها رو میگم....ال پاچینو....رابرت دنیرو....لئوناردو دیکاپریو...این اخریو خداییش پدرم در اومد راضیش کردم!!!!...چه فیسو افاده ای داره.....اسم فیلم هم انتخاب شده....به خاطر یک مشت دلار.....منتظر باشین......
۳. یه فیلم جدید کشف کردم!!!عاشق کشف کردن فیلمای ناشناخته و بی ادعا هستم....اسمش بود...پهلوان...یه فیلم از سینمای مستقل امریکا.....در باره رابطه دوتا پسر باهم...یکی.گنده کم هوش و اونیکی فلج...با هوش..و جذاب....رابطه ای بین اینها شکل میگیره....رابطه ای که اخر سر اشکمو در اورد...اگه دوس داشتین بهم بگین تو پستای بعدیم در بارش بیشتر صحبت کنم.....
پاترزون+رفقا
کوتلاس...پسر شجاع...پدر پسر شجاع!!!!!(هرکی بهم گفت اسمش تو بچگی چی بوده یه جایزه پیشم داره)....بارباها...مادی بزیگ(عین پسره گفتم زیاد زور نزنین که چی نوشتم!!!)...زبل خان....پروفسور بالتازار....فردی مورچه هه....بوشوگ.....کاکرو....همه سلام میرسونن...هریم چوبشو برده بالا....جاشو تنگ کردم خوب!!!!من آماده ام هری!!!!!.........................ها!ها!...منوشیر فرهاد وکرد!!!ها...یه سوال داشته بیدم....اییییییییییییی وبلاگ که وگویید...ایییییییییییییی یعنی چه؟؟؟!!!!
سلام.این ریشه های درختای تو عکس یه جور جالبی بهم پیچیده ان....انگار استعاره از هماغوشی باشه.از این تقسیم بندی وبلاگتون خوشم میاد.بخصوص با این اسمای ضربدار و شبه لاتینو که براشون انتخاب کردین.کریس دبرگو همیشه دوست داشتم و با بعضا آهنگاش زندگی کردم:Carry me,like a fire, in your heart,...The risen Lord....The last moments of the dawn....Lady in red...
نوشتن خاطرات تو بخش نوستالژیکا هم ایده ی جالبیه.چند روزه که دارم فکر می کنم بعضی چیز ها اگه نوشته نشن ممکنه مرور زمان غبار آلودشون کنه.اگه فیلمنامه جدیدتونو نوشتین اجازه هست نقدش کنیم؟ ; )
سلام . همیشه وبلاگت برام مهیج و شادیاور هست. خیلی باهاش حال میکنم
سلام!از وبلاگ سعید اومدم اینجا...کشف وبلاگ خوب تو رو هم مثل خیلی چیزهای دیگه مدیون سعیدم...بابا کریس دی برگ گوش میکنی جای من رو هم خالی کن!
من درساعت صفررفتم
از لطفت ممنون رضا جان
از مزایای سطح شیبدار یخ زده و سرد بیشتر بگو
قشنگه ... همه ی نوشته هات قشنگه رنگ آبی عشق قشنگ تو نوشته هات موج می زنه و قلبتو از ورای کلماتت می شه دید
پاینده باشی تا طلوع عشق
دلم میگه ... یعنی یه روزی ... میشه ...
فقط دارم فرشته ها رو تو خواب می بینم ...
مثل همیشه قسمت نوستالژیکا اینقدر قشنگ بود که بقیه چیز ها رو تحت الشعاع قرار می داد. واقعاْ قشنگ بود
البته بگما من یه فرشته هستم!!!آخه میدونین که شیطون هم یه فرشته است!!:-))))))))))...خیلی قشنگ بود رضا جونم!!!!منم یه زمانی خیلی کریس گوش میدادم!!!
اگه یه روز واقعا موفق بشی و سعادتشو داشته باشی تا یه فرشته ببینی اونوقت چه کار می کنی ؟ البته یه فرشته واقعی نه کسی که مثل فرشته باشه . ها ؟!
میبینم که آقای احسان نامی هم نطقش واز شده ! نکنه فرشته شدی جییییییییییییییییییییییییگر ؟
سلام بچه ها...منون از لطفتون که سر زدین به وبلاگم....خب....سعید جان..اسم اون نقاشی دنس هستش..درست حدس زدی...همه اون آهنگارم گوش دادم...خیلی ممنون از لطفت....ممنونم پارسا جان..خوشحالم که وبلاگم برات این حکم رو داره....مرسی امیر جان هم از تو که بهم سر زدی هم از سعید...آدم آهنی عزیز منظورتو نفهمیدم...راستش..مزیتی نداره همچین...نه از اونا که تو دنبالشی!!!!ممنون تارا جان...تا طلوع عشق....آره ممی عزیزم..میشه..اون یه روز میاد...که دنیا پر فرشته بشه...آره.
پس چه شیطون فرشته ای!!!پسری ممنون ازت..خوب الانم کریس گوش بده...حال میده ها!!!آقا احسان..واقعا نمی دونم...باید یه فرشته واقعی ببینم تا بهت بگم!!!!خب فرشته...احتمالا مردی....چی بگم جیگر...چیز بدی که ننوشته...جیگر...
ممنون از همتون.
سلام دوست من
من از آهنگ وبلاگ شما خوشم اومده
میشه بگین اسم خواننده چیه و کیه ؟
ممنون از لطف شما منتظر ایمیل شما هستم
با تشکر مجدد